مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

1086

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

خطبة الإمام الحسين عليه السلام وكلام عليّ الأكبر عليه السلام « 1 »

--> ( 1 ) - أكبر به شام عاشورا شب عاشورا مصيبت بارترين شبى بود كه بر آل رسول گذشت . شبى كه مالامال از بلا ومحنت وپر از بيم وخطر بود . خدا مىداند كه بر آن پريشان‌دلان به گرداب غم نشسته چه رفت . روزنه‌هاى حيات همه به رويشان بسته شده وحتى از قطره‌اى آب هم بهره نداشتند . بانوان ونوباوگان حرم رسالت در ميان آن درياى دشمن ، رعب وترس أركان وجودشان را به لزره درآورده ، دل از كف داده واميدى به پيروزى بر خصم دون نداشتند ؛ مزيد بر آن كه عطش ، جانشان را مىگداخت ودر سيلاب غم آيندهء اندوهبار خود فرو رفته بودند . در آن شب ، پرده‌نشينان خاندان امامت از يك طرف صداى تاخت وتاز دشمن را مىشنيدند واز يك طرف فرياد ترس وعطش كودكان دلشان را به آتش مىكشيد . علائم ظفر را در جبههء اعداى آل محمد صلى الله عليه وآله وخود را مغلوب آن گرگان تشنه به خون أولاد علي عليه السلام مىديدند . با اين وصف ، چه مىتوان گفت دربارهء حال وهواي آقايان آن‌ها ، آن رجال برگزيده از بنىهاشم ؟ آيا در آن توفان غم وبيداددل ، توانى داشتند تا آنان را سرپا نگاه دارد ؟ يا نفسي از ايشان باقي مانده بود تا به حيات ادامه دهند ؟ تا چه رسد فردا در صحنهء جنگ حماسه آفرينند ؟ اما از جنبهء ديگر كه نگاه كنيم ، مشاهده مىنماييم كه شيرزادگان ابىطالب وأصحاب برگزيده ومنيع‌النفس سيدالشهدا در آن هنگام در سرور ونشاطي غير قابل وصف بودند وقلبي استوارتر از كوه داشتند . چون مرغانى رهيده از قفس ، در ساحت قدس بال وپر مىزدند ؛ جمعى به ركوع وسجود وجمعى در قيام وقعود ؛ وصداى راز ونيازشان بسان ترنم زنبور عسل گوش جان را مىنواخت . آنان بر آن درجه از ثبات بر حق وقوت ايمان وشدت يقين قرار داشتند كه هيچ رنج وشكنجى آنان را از نهضت مقدسشان براي ريشه‌كنى باطل بازنمىدانشت وهيچ مانعى نمىتوانست سلسلهء محبت مولايشان را از گردنشان بگسلد ؛ تا بدان‌جا كه بيعت خود را از آنان گسست وايشان را اذن مفارقت داد وفرمود : « شب دامن خود را گسترده ، برخيزيد وره سفر پيش گيريد . هر يك از شما هم دست مردى از خاندانم را بگيرد ودر اين سياهى شب پراكنده شود ؛ زيرا اينان مرا مىخواهند واگر بر من دست يابند ، ديگران را كارى ندارند . » أبو الفضل وعلىاكبر از جا برجستند وگفتند : « چرا چنين كنيم ؟ خداوند بعد از تو ما را زنده ندارد . » وبعد از اين دو بزرگ‌زاده ديگر هاشميان وأصحاب گرام نيز سخنانى به اين مضمون گفتند وايثار از ورأى جان بر زبان آوردند . -